تبليغاتX
گل افتابگردان
 

 

گل افتابگردان

 

 

 

 

             

 

 

درباره وبلاگ

تلاشی برای با هم بودن. با هم خندیدن. با هم گریستن و با هم یاد گرفتن


فهرست اصلي

صفحه اصلي

آدرس ايميل

آرشيو وبلاگ


دوستان

حریم عاشقی

بي سرزمين

عشق يعني

با من باش

راس ساعت يك

ابرو ايروني

مرگ آرزو

تبسم معبود

بازي سرنوشت

درياي دلتنگي

گل آفتابگردون

حرفهاي دلها

آهوي وحشي

حرف هاي يك دل

تنهايي عشق

زندگی پاییزی من

دو پیکر

دف و کوزه

دلتنگیها

گروه تخصصي هوانوردي

درياي غم

عاشقانه( نويد )

لحظه (رضا )

ايران آن لاين (مجيد مشيري )

آقا امين

طبيعت لرستان ( محمد)

گلبرگ خوانسار (حميد )

تا سه نشه بازي نشه( نصفه سيب تنها)


نوشته هاي پيشين

هفته سوم شهریور 1388

هفته دوم اردیبهشت 1388

هفته چهارم مهر 1387

هفته اوّل خرداد 1387

هفته دوم اردیبهشت 1387

هفته اوّل فروردین 1387

هفته سوم اسفند 1386

هفته چهارم بهمن 1386

هفته دوم بهمن 1386

هفته سوم دی 1386

هفته چهارم آذر 1386

هفته اوّل آذر 1386

هفته دوم مهر 1386

هفته اوّل مهر 1386

هفته دوم مرداد 1386

هفته چهارم تیر 1386

هفته اوّل تیر 1386

هفته سوم خرداد 1386

هفته اوّل خرداد 1386

هفته چهارم اردیبهشت 1386

هفته سوم اردیبهشت 1386

هفته اوّل اردیبهشت 1386

هفته سوم فروردین 1386

هفته دوم فروردین 1386

هفته چهارم اسفند 1385

هفته سوم اسفند 1385

هفته دوم اسفند 1385

هفته اوّل اسفند 1385


طراح قالب


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

     

سرنوشت

 

سالها پیش در چنین روزهایی بیماری پدر و بعد دور شدن اون رو به تماشا نشستم. و حالا وقتی تقویم ورق می خوره و به این روزها بر می گردیم دلم به سختی می گیره.روزهای تاریکی که تنها نقطه روشنش، حضور هميشگي پدر در خانه بود. اينكه مي تونستم كنارش بشينم و به مولانا خوندنش گوش بدم. زماني كه دستهام رو در دست مي گرفت و  گاه با كلام و گاه با نگاه مي خواست كه صبوري كنم . روزهايي كه خوشبختي و آرامش خاطر رو برام در سه عبارت (لذت اخلاقي ، ثروت حلال ،دل صاف و بي ريا ) خلاصه كرد و با چشمهاي نگران ازم خواست، فراموش نكنم كه من  ، شميم پدرم .

 

As Iam saying good night at the end of the day 

And you are not here ,but many miles away 

My heart is so empty and so lonely inside 

As i wipe away a tear , Iam trying to hide 

I close my eyes and try to go to sleep 

But with the sadness inside , I begin to weep 

Suddenly I remember what you once said to me 

Just meet me in the stars , waitinf for you there, I will be 

When destiny tends to keep us apart 

My dear father , I still hold you near my heart 

When the days together , can't be ours 

Just close my eyes and meet you in the stars 

Just close my eyes and there I will see 

In a big party , God , my father and me

 

پدر نازنينم روز هاي بي تو بودن سخت است.تقديم به تو،اي هميشه گرامي.                  

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط شمیم در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 1:4 موضوع: | لينک ثابت



 

 

 

 

 

 

T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I